هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
44
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
است . حسنعلى خان اشارات كرد تا ما را ديد . بالا رفتيم . پرسيديم : چرا نيامده [ اى ] ؟ معلوم شد شب به ترن نرسيده بوده . ساعت هشت [ و ] نيم رسيديم . پنجشنبه ، اول اوت 1912 م . و 17 شعبان [ 1329 ه . ق . ] امروز ماندم لوزان . بعضى چيزها لازم داشتم ، با حسنعلى خان و فرانسواز رفتيم توى شهر خريديم . روز جمعه ، 2 اوت [ 1912 م . ] و 18 شعبان [ 1329 ه . ق . ] امروز بعد از ظهر با فرانسوز رفتيم [ به ] اويان . تقى را ديدم كه مصمم بود بيايد لوزان . مىخواهد براى خودش لباس بدوزد . تا مختصر صحبتى كرديم و برگشتيم پايين كه كشتى بگيريم ، برويم لوزان ، كشتى رفته بود . دوباره بالا آمديم و با تقى بوديم تا وقت كشتى دويمى . من و فرانسواز برگشتيم . فردا تقى مىآيد [ به ] لوزان . شنبه ، 3 اوت 1912 م . و 19 شعبان [ 1329 ه . ق . ] امروز بعد از ظهر تقى آمد . نيم ساعتى بود . بعد با يكديگر رفتيم تو شهر ، دكان خياط . ماهوت جدا كرديم ، داد برايش لباس بدوزند . از آنجا رفتيم دستكش خريده ، يك جفت من براى او [ و ] يكى هم براى خودم خريدم . هنوز معلوم نيست تابستان را در كجا خواهيم ماند . يك خيال داريم برويم ژنو . « 1 » چون دكتر بار در آنجا است ، براى حال تقى . اگر او خوب بشود ، خيال دارم بروم تنن ، خودم آب بخورم . در اين باب با تقى گفتگو كرديم . بالاخره معين نشد [ كه ] چه بايد كرد . او رفت به اويان ، تا چه شود . يكشنبه ، 4 اوت [ 1912 م . ] و 20 شعبان [ 1329 ه . ق . ]
--> ( 1 ) . ژنو ( Geneva ) ، كه در فرانسوى Geneve و در آلمانى Genf خوانده مىشود ، شهرى است بين المللى در كنار درياچهاى به همين نام در قلب اروپا ، كه جزء سوئسى محسوب مىگردد و مركز كانتونى به همين اسم هم مىباشد . ظاهرا در سال 121 ق . م . توسط رومىها تأسيس شده و در سال 2004 م . 500 ، 178 نفر جمعيت داشته است . مقر اروپايى سازمان ملل متحد و دفتر بسيارى از سازمانهاى جهانى در آن قرار گرفتهاند . به شهر صلح و ديپلماسى نيز شهرت يافته است .